تبليغاتX
خاك -
قصه ها و غصه های من

 

نماز آخر

 

مصطفاي عزيزم...

 

 

او رفت ....

 

ناگهانی و بی خبر

 

با تمامی زیبایی ها و شیرینی هایی که نه در ذهن که در قلب داریم

 

او دیگر نیست

 

نخواهیمش دید دیگر اما

 

تبسم نگاهش،تعلقی در دل آفرید که رفتنی و مردنی نیست

 

او رفت اما یادش،خنده هایش،خوبی هایش،محبتش در دل به میراث به جا مانده است....

 

او رفت چون قامت و قدش بلندتر از سقف آسمانها بود و خوشا به حال

 

آنانی که دنیا برایشان حقیر و ذلیل است

 

....حاج مصطفی آذری گرچه دلمان برایت می طپد اما حق و حقیقت آن

 

است که دیگر خدا تو را ازآن خود دانست و برد..

 

حاج مصطفی نام تو را فراموش نمی کنیم که جایگاهت نه تنها در دیدگان

 

 ما که در دلهای ماست.....

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 15:50  توسط مجتبي   |